درس گفتار

ارزش گذاری مادیات و معنویات

" کم شمردن [و ناچیز شمردنِ] دنیا نوعی بیماری است؛ و زیاد شمردنِ دنیا و [مهم شمردن دنیا نیز] نوعی بیماری است." در میان اهل زهد و همچنین اهل علم و همچنین سالکانِ عام، این نگرش رایج است که آخرتْ مهم است و دنیا بی‌ارزش یا کم‌ارزش است و بسیاری از ایشان، همواره به این می‌اندیشند که ای کاش زودتر بمیرند و به سعادت و قرب الهی برسند؛ در حالی که از منظر افراد ژرف‌نگر، سعادت و کمال و معنویت و فضیلتْ سرمایه‌هایی اند که باید در همین دنیا آن‌ها را تحصیل کرد و دنیا از ان نظر مهم است

مطالعه بیشتر »

تأثیرات ثابت اشیاء و پدیده‌های هستی

بسیاری چنین می پندارند که اشیاء و پدیده های هستی دارای تاثیرات ثابت و معینی هستند؛ اما از نظر محی الدین تاثیرات اشیاء و پدیده ها منوط به نسبت میان پدیدها و استعدادی است که در کسی یا چیزی است که این تاثیرات را می‌پذیرد. او مثال می زند که یک بار فوت کردن به چراغ (چراغ روغنیِ قدیم) آن را خاموش می کند اما همین یکبار فوت کردنْ آتشی را که در میان علفِ خشک است، شعله‌ورتر می‌کند. پس یک بار فوت کردن، به خودی خود تاثیری ثابت و معین ندارد؛ بلکه اثر گذاری به قابلیتِ چیزی که اثر

مطالعه بیشتر »

شیخ اکبر محی الدین ابن عربی در اشاره‌ای، نگاشته است:

صفتِ تو به خودت، بازمی‌گردد؛ و هر طور که تو با حق باشی، حق با تو خواهد بود. شرح: در یک وجه، معنای این اشاره، این است که سالک با هر صفتی به حق، رو کند حق نیز در پاسخ و اجابت به این صفتِ سالک، از همان وجه، به او، رو خواهد کرد. بنابراین، سالکان با صفات و ویژگی‌هایِ ذاتی خود که دارا هستند به حق رو می‌کنند و حق نیز در همان زمینه‌ها ایشان را رشد می دهد و استعدادهای ایشان را شکوفا می‌کند ؛ و این گونه نیست که آن‌ها در زمینه‌ای استعداد داشته باشند و حق

مطالعه بیشتر »

تفاوت تکلیف و مصیبت در نگاه محی‌الدین

قول مشهور میان متکلّمانِ اشعری این است که تکلیف کردنِ کسی به چیزی که در توانِ مکلّف نیست، از نظر عقل، جایز است؛ اما محی الدین با این نظر، مخالف است و در آثارش بیان می‌کند که دانای حکیم محال است که کاری را که بیش از توان و طاقت کسی است بر او، تکلیف کند. البته مقصود محی الدین از جایز نبودن، حکمِ تکلیفی است؛ یعنی تکلیف کردنِ کسی به حکم تکلیفی، به بیش از توان و طاقت او، ناروا است و حکمِ حق محسوب نمی‌شود؛ اما باید میان تکلیف و ابتلاء یعنی مبتلا شدن به بلایا و گرفتاری‌های

مطالعه بیشتر »

معنای موعظه

إشاره: هرکس تو را موعظه کند در حقیقت، تو را تعلیم داده است؛ و کسی که تو را تعلیم دهد، او برای خودش، پیشوایی را بر تو، اثبات کرده است؛ و کسی که تو را یادآوری کند [یعنی تو را به یادِ حقیقتی بیندازد] به داناییِ تو، اعتراف کرده است. این دو [یعنی موعظه و یادآوری]، دو جایگاهِ [مختلف] اند. لطیفه: موعظه تو را به [حالِ] تفرقه می‌اندازد. از این رو، فرمود: "من فقط شما را به یک چیز، موعظه می‌کنم." و ذکرْ تو را به [حالِ] جمع می‌اندازد. اشاره: موعظه با نُفور [یعنی با گریختن و روی گرداندن] همراه

مطالعه بیشتر »

خطا بر قلم صنع نرفت؛ شرح یک بیت

آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد با یکی از دوستان، سخن از این بیت حضرت حافظ به میان آمد که معنایش چیست و این بیت چطور با بیتِ زیر، سازگار است: شنيست در دايره، يك نكته خِلاف از پس و پيش كه من اين مسأله بى‏چون و چرا مى‏بينم‏ شکی نیست که مفادِ بیت دوم این است که: در دایرۀ هستی، هیچ چیزِ غلطی وجود ندارد؛ اما در مورد معنای بیت اول، اختلاف است. برخی گفته‌اند: بیت اول، طعنه و طنز است و می‌خواهد بگوید که خطا در آفرینش وجود دارد و پیر ما خطا در آفرینش را می‌پوشاند.

مطالعه بیشتر »

معنای حجاب در ادبیات عرفانی

در ادبیّات عرفانی، آنچه مانع از درکِ حق و حقایق است و آنچه سبب غفلت از حق و حقایق است، "حجاب" نامیده می‌شود. شیخ اکبر محی الدین تصریح می‌کند که هرگاه به چیزی، توجّه کنی و در آن، متمرکز شوی، توجّه به آن، حجاب و مانعی از توجّه به غیرِ آن است. پس همان است که حجاب برای غیرِ خودش است؛ و خلاصه اینکه، هرچیزی حجاب برای چیزی دیگر است. البته، او یادآور می‌شود که حجاب‌ها امرِ وجودی نیستند ؛ بلکه امرِ عدمی هستند و حجاب در اصل، همان ضعفِ در ادراک است. محی الدین در "کتاب الحُجُب" حجاب‌های متعدّدی

مطالعه بیشتر »

نقد اخباریگری

هرچند اخباریون در روش و منش، با هم فرق‌هایی دارند؛ اما در مجموع ویژگی های مشترکی دارند واز باب آگاهی بخشی، عرض می کنم که در طول تاریخ، اخباریِون با هر روش و منشی، موانعی بزرگ برای رشد آگاهی بوده اند. اخباریون بر این باورند که قرآن و روایات برای رشد و هدایتِ معنوی انسان کافی است و نیازی به سخنان دیگران نیست و روایات را برابر با معصوم دانسته اند. این درست است که هیچ کس از اشتباه و خطا مصون نیست و نظراتِ متعددی از اهل فلسفه، و از اهل سلوک وعرفان، نیز جای نقد دارد؛ اما فرقی

مطالعه بیشتر »

رشد تدریجی قدرت شهود عارفان

یکی از نکته های بسیار مهمی که توجه به آن ضروری است و ما را  از بسیاری از نگرش های خرافی و غلوآمیز دور می‌کند این است که عالَمِ خلق با تدریج همراه است و هرآنچه در عالَم خلق است رشد تدریجی دارد و انبیا و اولیاء نیز از این قانون مستثنی نیستند.  بنابراین، محی الدین و امثال او نیز با سلوک و طیّ طریق در عالَمِ خلق به تدریج، عمیق و عمیق تر شده اند و نباید چنین تصور کرد که  محی الدین – به عنوان مثال-  در  25 سالگی به لحاظ آگاهی با محی الدین 40 سالگی فرق

مطالعه بیشتر »

نگرش هرمی به نظام جهان نادرست است

هستی از نظر محی الدین، هرچند دارای عوالم و ساحت های مختلفی است؛ اما همۀ این عوالم و ساحت‌ها در هرکس، وجود دارد ؛ و از نظر محی الدین، این طور نیست که سیستمِ تاثیرگذاری در جهان فقط از جانب افرادی باشد که در جایگاه بالاتری قرار دارند. بنابراین، سیستم هستی، سیستمِ هرمی نیست؛ و به بیان روشن‌تر، تمام افراد با وجودِ اختلاف در ویژگی‌ها، همگی با هم، در حال اثرگذاری در جهان و در حال اثرپذیری هستند؛و هیچ کس مطلقاً اثرگذار یا مطلقاً اثرپذیر نیست. پس این گمان که نظام هستی و نظام تاثیرگذاریِ ساحتِ حق، همانند نظام پادشاهی

مطالعه بیشتر »

درباره قضآی الهی

محی الدین در فصوص الحکم در مورد قضاء الهی نوشته است: "بدان [و آگاه باش] که قضاءْ عبارت است از حکمِ حضرت حقْ در مورد اشیاء (1)؛ و حکمِ حضرت حقْ در مورد اشیاء، بر اساس علمِ حضرت حقْ به [عین ثابتۀ] اشیاء است و [حکمِ حضرت حقْ] در درون اشیاء است (2) ؛ و علمِ حضرت حقْ در مورد اشیاء، بر اساس آن چیزی است که آن علم را معلومات (3) از آنچه در نَفْس خود بر آن قرار دارند، به حضرت حقْ عطا کرده‌اند؛ و قَدَرْ عبارت است از توقیتِ (4) آن چیزی که اشیاءْ در عینِ‌ِ خودشان

مطالعه بیشتر »

عالم امر و عالم خلق

عالَم امر همان عالَم ملکوت است که بیرون از عالَم خلق نیست بلکه ساحتی از عالَم خلق و باطنِ این عالم است. محی الدین در کتاب العبادله در مورد عالَم امر، نوشته است: "عالَمِ امرْ همان وجهی است که در همۀ موجودات، قُرب به حضرت حق دارد؛ و همان عالَم است که در مورد حقیقتِ برخی موجودات [یعنی اسماء الهی و ارواح نوری] صدق می‌کند که با سبب، خلق نشده‌اند؛ و عالَمِ خلق همان عالَمی است که با تحقّقِ واسطه‌ها [و اسباب] موجود می‌شود؛ و از این رو، عالَمِ خلق به اسباب، نسبت داده می‌شود." عالَمِ خلقْ عالَمِ محسوسات است

مطالعه بیشتر »