درس گفتار

اراده‌های مخلوقات در نسبت با اراده حق

شکی نیست که در عالم ماده همه چیز هم دارای خاصیتِ اثرگذاری است، و هم اثرپذیری؛ و اجمالا ماه و خورشید و فصول مختلف و … نیز بر موجودات این جهان تاثیرگذارند. به عنوان مثال، ماه در جزر و مد دریا تاثیر دارد و … . همه این ها در جای خود صحیح است اما نکته مهم اینجاست که تنها یک یا چند عامل محدود نیست که در خصوصیات افراد و خصوصیات گیاهان و موجودات تاثیر دارد بلکه مجموعه بیشماری از عوامل در ما و در هر چیز تاثیرگذار است در نتیجه تولد در یک ماه از سال در کنار

مطالعه بیشتر »

یکی از دوستان پرسیدند که افراد را می شناسم که به شدت دیندار و معتقدند اما متاسفانه…

به این دوست عزیز عرض کردم که : این تصور که همه رفتارهای افراد ریشه در اعتقادات آن ها دارد تصوری غلط است. فقط منشأ برخی رفتارهای افراد باورهای دینی و عقاید ایشان است. منشأ دیگرِ رفتارهای افراد شخصیتِ ایشان است. یعنی برخی افراد از نظر شخصیتی، حریص یا طمعکار یا دروغگو یا… هستند و این ویژگی های شخصیتی در بسیاری از رفتارهای آن ها تاثیر می گذارد. اگر گاهی می بینیم که برخی از افرادی که اعتقادی به امور دینی ندارند به عنوان مثال امانتدار هستند یا رفتارهای اخلاقی دارند این رفتارها ریشه در شخصیت ایشان دارد. سومین منشأ

مطالعه بیشتر »

معجزه و کرامت در نگاه محی‌الدین

افراد سطحی نگر چنین می پندارند که اختلاف نظر به طور کلی، امری نامطلوب است و به برخی از آیات و روایات نیز در این باره استناد می کنند اما در نگاه ژرف نگر از بین بردن اختلاف نظر نه امکان دارد، و نه مطلوب است و مقصود از آن دسته از آیات و روایات که اختلاف را امری نامطلوب می شمارد بیان خواهد شد. در بحث از اعتباری بودن امور، بیان شد که درکِ افراد از پدیده های هستی بستگی به نسبتی دارد که هرکس با آن پدیده ها دارد؛ و مرتبه و حال افراد در درک و نقطه

مطالعه بیشتر »

درایت در برابر نقل روایت

محی الدین بر این باور است که آنچه انسان می آموزد در واقع به یاد آوردن است .(فتوحات ج2، ص 686) این دیدگاه محی الدین بر اساس مبنای وحدت وجودیِ او تبیین می شود. بر اساس وحدت وجود، علم و عالم و معلوم با هم متحدند ؛ همان طور که خلق و خالق و مخلوق اتحاد دارند . از نظر محی الدین، انسان مظهر حضرت حق است؛ و چون مظهر حضرت حق است، علم حق در او به ظهور می رسد. به بیان دیگر، حضرت حق به اعتبار ساحت ملکوتش، ازلی است و همه اسماء و صفاتش ازلی است و

مطالعه بیشتر »

محی الدین بر این باور است که نفس آدمی حقیقتی است که دائما و لحظه به لحظه در حال ر…

شیخ اکبر بر این باور است که ساحتی از نفس آدمی خودش را در زمان گذشته و آینده تصور می کند و این گونه است که تمثّلات وی پدیدار می شود؛ و نفس آدمی همانند انسان است که واحد است اما در درون انسان، اجزاء و ساحت های مختلفی وجود دارد. (همان طور که خیال ما از ساحتی از وجود ما ناشی می شود و از دست و پا و زبان و … ناشی نمی شود.) محی الدین بر این باور است که اگر کره زمین و امثال آن از بین بروند، هستی هرگز نابود نمی شود و همواره بوده

مطالعه بیشتر »

محی الدین در کتاب “شجون المسجون” نوشته است: هرچیزی که تو را آزار می دهد رحمتی بر ت…

آزار کشیدن و رنج بردن نشانه ضعف انسان است. انسان ها از اموری رنج می برند که در آن مورد ضعف دارند. اگر کفشِ کسی نامناسب و پوست او حساس باشد، پای او زخم می شود و او آزار می بیند؛ زیرا پوست او حساس و ضعیف است؛ و اگر پوست او حساس و ضعیف نبود، پای او زخم نمی شد و او آزار نمی دید. ما با سخن مردم و سخن ناروایی که به ما نسبت می دهند ناراحت می شویم و آزار می بینیم، چون ما ضعیف هستیم؛ و اگر قوی بودیم، سخن آن ها سبب آزار و

مطالعه بیشتر »

حجاب هستی

هرچیز و هر کس همان طور که از وجهی و به اعتباری، مظهرِ حضرت حق است، از وجهی و به اعتباری نیز حجاب حضرت حق است؛ زیرا هرکس و هر چیز دارای فردیت و محدودیت است، پس هیچ کس و هیچ چیز دقیقا برابر با حضرت حق نیست. بنابراین، هر کس و هر چیز به اعتباری، اشاره به حضرت حق دارد؛ و به اعتباری دیگر، هرکس و هر چیز حجابِ حضرت حق است و حق را می پوشاند. به طور کلی، ساحت فروتر نسبت به ساحتِ فراتر دارای محدودیت است و این محدودیتِ ذاتی، خودش حجاب و مانع برای شناخت

مطالعه بیشتر »

خلق جدید و نو شدن لحظه‌به‌لحظه جهان

هرکس عمر خود را صرف اموری کند که استعداد آن را ندارد یا استعدادش در آن امور، ضعیف است، از عمر خود به طور شایسته، استفاده نکرده است. بنابر این ، هیچ کس نباید تلاش کند که شبیه دیگران شود؛ بلکه باید بکوشد که استعدادهای خود را بشناسد و کمال مربوط به خودش را در وجود خویش شکوفا کند. تجربه و آزمودنِ استعدادهای خود هرچند راهی برای کشفِ استعداد خویش است اما مگر انسان چقدر فرصت دارد که بتواند استعداد خود را در امور مختلف بیازماید. یکی از راه های کشف استعداد ها توجه به کشش مستمر و ریشه دار

مطالعه بیشتر »

چرا محی الدین با این اوصاف قائل است که سالک باید اموری را رعایت کند و از شأن معنوی خویش غافل نشود و تن به هر کاری ندهد؟

پاسخ این است که اسماء الهی با یکدیگر رقابت دارند و سالک بر اساس شأن معنوی خویش، از یک اسم و صفت به اسم و صفتی دیگر پناه می برد تا شأن معنوی خویش را رعایت کرده باشد . بر همین اساس است که شیخ اکبر در حالی که بر این باور است که همه کس و همه چیز محل ظهور اسماء الهی است اما توصیه اش به سالکان این است که به درگاه سلطان تقرب نجویند(1) و آزادمرد باشند. ————————————— (1) مجموعه رسائل ابن عربىِ سه جلدی، ج1، كتاب الكنه فيما لابد للمريد منه‏، ص 528.

مطالعه بیشتر »

درباره شیطان

در تفکرات رایج شیطان موجودی است که از درگاه حضرت حق به سبب نافرمانی طرد شده است و او در برابر خداوند قرار دارد و او قادر است که به شکل افراد مختلف ظاهر شود و برخی از سریال ها و فیلم ها نیز بر اساس این تفکر ساخته شده است. برای اینکه در جستجوی حقیقت در مسیری درست قدم برداریم ابتدا لازم است دریابیم که آیا تعبیر شیطان که از پیش از اسلام با الفاظ مختلف مطرح شده است، از "محکمات" است یا از "متشابهات" ؛ و به بیان دیگر، آیا این تعبیر نیازمند تاویل است یا خیر؟ پرسش

مطالعه بیشتر »

نیت خیر و یاری الهی

با وجود احترامی که به پژوهشگر پر تلاش و محترم، جناب استاد ملکیان، قائلم اما از آنجا که بحث مستدل و علمی همواره راهی در مسیر دستیابی به حقیقت و راهی برای عمیق تر شدن دیدگاه ها است در این نوشتار قصد دارم نقدی کوتاه بر سخن استاد مصطفی ملکیان درباره حافظ ارائه کنم. ایشان در یکی از مصاحبه های خود گفته اند که مولانا هم عارف است، و هم شاعر؛ اما حافظ یک شاعر است، ولی عارف نیست. حافظ در اشعارش بارها بیان کرده است که دغدغه او سلوک و روش عرفانی است. البته، از نظر روش و منش

مطالعه بیشتر »

(ادامه نوشتار پیشین)

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلی صفاتم دادند چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شب قدر که این تازه براتم دادند بعد از این روی من و آینه وصف جمال که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند هاتف آن روز به من مژده این دولت داد که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند

مطالعه بیشتر »