درس گفتار

مغالطه قسمت اول

نویسنده : علی شالچیان ناظر مغالطه به معنای به اشتباه انداختن دیگری است؛ خواه کسی از روی عمد و با آگاهی دیگری را در فهم موضوعی به اشتباه بیندازد و یا از روی جهل و ناآگاهی باشد. در اصطلاح، مغالطه به استدلالی گفته می‌شود که به استدلالِ صحیح شباهت دارد، اما در واقع صحیح نیست. به مغالطه سفسطه و مغلطه نیز گفته می شود. آگاهی از انواع مختلف مغالطه از آن رو مهم است که ما بدون آگاهی و توجه به آن ها، بسیاری از اوقات فریب استدلال های سست دیگران را می خوریم و گمان می کنیم استدلال ایشان

مطالعه بیشتر »

انواع مغالطه (قسمت دوم)

*مغالطه توسل به جهل: یعنی گوینده به جای اینکه برای اثبات سخن خود دلیل بیاورد، بگوید: چون دلیلی بر خلاف آن در دست ما نیست، پس آنچه می گویم صحیح است. * مغالطه طلب برهان از مخالفان: یعنی گوینده به جای اینکه برای اثبات مدعای خود دلیل بیاورد، از مخاطبان درخواست کند که اگر مدعای مرا نمی پذیرید شما دلیل بیاورید. مثال: روزی کسی در نقطه ای ایستاد و گفت که این نقطه مرکز زمین است. مردم به او گفتند : به چه دلیلی چنین می گویی؟ پاسخ داد اگر شما می گویید غیر از این است که من می

مطالعه بیشتر »

انواع مغالطه (قسمت سوم)

* مغالطه اتهام نادانی : در این نوع مغالطه، به جای اینکه شخص دلیل و برهان بر سخن خود ارائه کند، سعی می کند که به مخاطب بقبولاند که این قضیه بدیهی است و نیاز به استدلال ندارد؛ در حالی که در واقع نیازمند استدلال است. *مغالطه توسل به ترس: در این نوع مغالطه، فرد تلاش می‌کند که از احساس ترس مردم سوء استفاده کند و به جای ارائه استدلال، مردم را بدون دلیل معتبر، از عواقب کاری بترساند. * مغالطه ترکیب مفصل : گاهی دو جمله به صورت مجزا صادق هستند؛ اما اگر آن دو جمله به صورت ترکیبی

مطالعه بیشتر »

انواع مغالطه (قسمت آخر)

*مغالطه مردود شمردن شقوق دیگر: در برخی امور، موضوع به گونه ای است که ما با یک حصرِ عقلی مواجه ایم؛ یعنی آن موضوع از دو یا چند حالت خارج نیست. به عنوان مثال، مسابقه فوتبال از دو حالت خارج نیست؛ یا مسابقه با نتیجه مساوی به پایان می رسد و یا مسابقه برنده و بازنده دارد و احتمال دیگری وجود ندارد. برخی امور حصر عقلی ندارد و ممکن است آن موضوع شقوق و صورت های بسیار مختلف و متعددی داشته باشد. به عنوان مثال، جنس سکه می تواند از چیزهای مختلفی باشد ؛ پس اگر به فرض ثابت شود

مطالعه بیشتر »

مغالطه تقدس‌گرایی نسبت به گذشتگان

*تجددگرایی: در این مغالطه، شخص برای رسیدن به هدف خود، متوسل به بیان این مطلب می شود که هر پدیده یا عقیده ای که نو و جدید باشد، مقبول و درست است و هر عقیده و نگرشی که از گذشتگان به ما رسیده است مردود است؛ در حالی که لزوماً چنین نیست و چنین قاعده ای وجود ندارد. *مغالطه تخصیص : اگر کسی با مستمسک قرار دادنِ برخی موارد خاص، بخواهد مواردِ عام را نیز نادیده بگیرد، مشغول این نوع مغالطه است. به عنوان مثال اگر کسی بگوید چون صداقت در برخی موارد ناشایست است (1) پس به طور کلی

مطالعه بیشتر »

معضل در علوم انسانی

اگر کسی در حیطه علوم تجربی و علوم مهندسی سخنی بگوید یا مطلبی بنویسد که غلط است یا محصولی را ارائه کند که خوب ساخته نشده است به زودی معلوم می شود که او دچار اشتباه شده است؛ از این رو، در علوم تجربی و مهندسی دیری نمی پاید که افرادی که دانش و تحصص لازم را ندارند دستشان رو می شود و نمی توانند به مدت طولانی با همان وضعیت به کار خود یا سخنان خود ادامه دهند؛ اما متاسفانه در علوم انسانی کسی که دانش لازم را ندارد یا سخنان او آمیخته با خرافات است و یا با

مطالعه بیشتر »

تفاوت در نگرش ها

همان طور که می دانیم اهل حکمت و فلسفه گفته اند که هیچ دو کس یا دو چیزی در هستی دقیقا مثل هم نیستند و حتما فرق یا فرق هایی با هم دارند. محی الدین در پاره ای از مباحث با فلاسفه هم نظر نیست؛ اما در این بحث، سخن ایشان را تایید می کند.(1) از این مقدمه می خواهم به این نتیجه برسم که نگرش های هیچ دو فردی در هستی دقیقا مثل هم نیست و افراد هرچقدر از نظر مبانی فکری به هم نزدیک باشند قطعا در جزئیات برخی نگرش ها با هم اختلاف دارند و این از

مطالعه بیشتر »

یکی از دوستان پرسیده بودند که چرا اهل سلوک اغلب از قربانی کردن حیوانات پرهیز دارند؟

سرشت انسان به گونه ای است که نوعاً خواهان رشد و ترقی است. آدمی با تجربه معنوی خویش، به خوبی دریافته است که لازمه رسیدن به هرچیز رها کردن و فدا کردن چیزی دیگر است و انسان نمی تواند همه چیز را با هم داشته باشد. از اینجا انسان به مفهوم قربانی پی برد. کسی که به عنوان مثال مشغول مطالعه است در واقع این وقت را که می توانسته است به کاری یگر بپردازد به آن کار دیگر نپرداخته است و آن را برای مطالعه قربانی کرده است. در همه ادیان و آیین ها و نحله ها قربانی کردن

مطالعه بیشتر »

تکیه همه بر درون خودشان است

تکیه افراد بیش از آنکه به کتاب های بیرونی باشد به کتاب درونشان است. ما هر چه را می خوانیم یا می شنویم بر اساس درونیاتِ خودمان یا -به تعبیر دقیق تر- بر اساس خیال و نگرشی که در آن لحظه بر آن قرار داریم معنا می کنیم. در واقع ما از درون خودمان هر چیز را معنا می کنیم و بر اساس درون خودمان به قضاوت و ارزیابی امور می پردازیم. از این رو ، شایسته تر این است که بگوییم : انسانی که پاهایش روی زمین است نمی تواند از پیش فرض ها بالکل رها شود. انسانی که

مطالعه بیشتر »