تکیه همه بر درون خودشان است

تکیه افراد بیش از آنکه به کتاب های بیرونی باشد به کتاب درونشان است. ما هر چه را می خوانیم یا می شنویم بر اساس درونیاتِ خودمان یا -به تعبیر دقیق تر- بر اساس خیال و نگرشی که در آن لحظه بر آن قرار داریم معنا می کنیم. در واقع ما از درون خودمان هر چیز را معنا می کنیم و بر اساس درون خودمان به قضاوت و ارزیابی امور می پردازیم. از این رو ، شایسته تر این است که بگوییم : انسانی که پاهایش روی زمین است نمی تواند از پیش فرض ها بالکل رها شود.
انسانی که روی زمین ایستاده است همواره پیش فرضی را رها می کند و پیش فرض دیگری در او هست، مگر اینکه با هستی اتحاد کامل پیدا کند و به فناء برسد یعنی به اصطلاح عرفا ، عین همان چیز باشد. از این رو، هر کس تکیه اش همواره بر درون خودش است. کتاب های مختلف به ما کمک می کند که از حداکثر استعداد خود برای اعتبار برترین معنا، بهره بگیریم.
پیروان مکتب تفکیک می گویند برای حفظ دین، باید معارف عقلانی را از معارف وحیانی جدا کرد گرچه معارف عقلانی نیز در جای خود می تواند مورد بهره برداری قرار گیرد. کسانی که چنین نگرشی دارند از این نکته غافل اند که ما آیات و روایات را نیز با درون خود (عقل و خیال خویش) می فهمیم؛ یعنی هر فهم و درک و نگرشی از فیلترِ درون ما عبور می کند و ما با درونِ خودمان هر آیه و روایتی را معنا می کنیم. پس ما در فهم حقایق نیز بی نیاز از درون خود نیستیم ، بلکه نیازمند به درون خویش و وابسته به آنیم. خلاصه اینکه ، افرادی که پایشان روی زمین است با درون خود و با خیال و ذهن خویش در مورد هر چیزی قضاوت می کنند و در نتیجه تلاش ما باید در این مسیر باشد که دورن ما رشد کنند تا بهترین و عمیق ترین برداشت ها و قضاوت ها را در مورد امور مختلف داشته باشیم.