شیخ اکبر بر این باور است که ساحتی از نفس آدمی خودش را در زمان گذشته و آینده تصور می کند و این گونه است که تمثّلات وی پدیدار می شود؛ و نفس آدمی همانند انسان است که واحد است اما در درون انسان، اجزاء و ساحت های مختلفی وجود دارد. (همان طور که خیال ما از ساحتی از وجود ما ناشی می شود و از دست و پا و زبان و … ناشی نمی شود.)
محی الدین بر این باور است که اگر کره زمین و امثال آن از بین بروند، هستی هرگز نابود نمی شود و همواره بوده است و خواهد بود و در نتیجه زمان توقفی ندارد.(1)
—————————————-
(1) اقتباس از کتاب "شجون المسجون و فنون المفتون" اثر شیخ اکبر، ص 119.