بسیاری چنین می پندارند که اشیاء و پدیده های هستی دارای تاثیرات ثابت و معینی هستند؛ اما از نظر محی الدین تاثیرات اشیاء و پدیده ها منوط به نسبت میان پدیدها و استعدادی است که در کسی یا چیزی است که این تاثیرات را میپذیرد.
او مثال می زند که یک بار فوت کردن به چراغ (چراغ روغنیِ قدیم) آن را خاموش می کند اما همین یکبار فوت کردنْ آتشی را که در میان علفِ خشک است، شعلهورتر میکند. پس یک بار فوت کردن، به خودی خود تاثیری ثابت و معین ندارد؛ بلکه اثر گذاری به قابلیتِ چیزی که اثر را دریافت میکند ربط دارد؛ و به بیان دقیقتر، آنچه موثر در پدیده ها است نسبت میان دو چیز است و این نسبت خاص است که آن نتیجۀ خاص را در پی دارد.
بر همین اساس، یک دارو با توجه به شرایط یک بیمار، در او، اثر میگذارد؛ اما در بیمار دیگر به سبب شرایط خاص او ، مؤثر واقع نمی شود. پس معلوم شد که هیچ چیزی به تنهایی تاثیر مستقل ندارد.