هرکاری که حضرت حق در جهان انجام می دهد با اسباب، انجام می دهد؛ و به طوری کلی، امور جهان با اسباب مربوط به آن، تحقّق پیدا می کند. اگر کسی بیمار شود، حتما از طریق اسبابش، بیمار می شود؛ و اگر از بیماری رها شود، قطعا از طریق سبب یا اسبابی، حالش بهبود پیدا میکند؛ چه خودش بداند و چه خودش نداند.
معجزه و یاری خدا نیز در هر کار، از طریق اسباب، تحقق پیدا می کند؛ اما مردم ممکن است که متوجه اسبابش نشوند و گمان کنند که خدا بدون واسطه و بدون اسباب، گشایش در کار کرده است.
بنابراین، تمام کارهای حضرت حق در جهان، از طریق اسباب است؛ و اگر بخواهد کسی را از مصیبتی حفظ کند با اسباب، او را حفظ می کند؛ و اگر بخواهد که کسی را یاری کند، با اسباب او را یاری می کند؛ و اگر بخواهد کسی در بلا بیفتد با اسباب، در بلا و فتنه می افتد.
از این رو، در مکتب وحدت وجود، اسباب به عنوان مظاهر حضرت حق، مهم هستند؛ و عارف وحدت وجودی، اسباب را غیر حضرت حق نمی بیند بلکه آنها را عین حضرت حق می بیند.