حیات و نطق اشیاء در متون عرفانی

پاسخ:

حیات دارای انواع مختلف و مراتب مختلفی است. یک نوع از حیات، حیاتِ نباتی است یعنی همان حیاتی که سبب رشد و نمو در گیاهان و حیوانات است و توده مردم هر آنچه را که رشد داشته باشد دارای حیات می دانند

نوع دیگر حیات که توده مردم با آن آشنا هستند حیاتی است که در برابر مرگ است و مردم این نوع حیات را برای جانداران  قائل اند.

این دو نوع حیات که ذکر شد از نوع حیات جسمانی یا همان حیات محسوس است؛ اما در برابر حیات محسوس، حیاتِ غیر محسوس یا حیات معنوی نیز وجود دارد.

حیات معنوی نیز دارای اقسام مختلفی است. یک نوع حیات معنوی است که همه  اشیاء و موجودات از آن برخوردارند. آن حیات همان وجود الهی و روح الهی است که در همه اشیاء وجود دارد و هوشمندی اشیاء در عرفان، به آن حیات الهی نسبت داده می شود.

از این حیات الهی که همان وجودِ حق و روح الهی است و در همه اشیاء و پدیده ها ساری و جاری است، در ادبیات عرفانی به "لاهوتِ اشیاء" تعبیر می شود.

اگرعارفی می گوید که این سنگ یا این زمین یا این درخت با من سخن گفت، در واقع لاهوتِ آن سنگ یا آن زمین یا آن درخت است که سخن می گوید؛ نه وجودِ جسمانی‌ِ آن شیء که به آن ناسوت می‌گویند.

از این رو که همه اشیاء، این روح الهی و این وجود الهی را دارا هستند هیچ یک بر دیگری فضیلتی ندارند و آنچه موجب می شود که برخی افراد بر برخی دیگر فضیلت داشته باشند انواعی دیگر از حیات معنوی است که در برخی از افراد به ظهور می رسد.

یکی از انواع حیات معنوی، علم و معرفت است و هرکس که علم و معرفت دارد از آن رو که علم از صفاتِ حضرت حق است بر دیگران فضیلت دارد و در واقع، علم الهی است که در او به ظهور رسیده است.

صفات معنوی دیگر نیز که صفات الهی محسوب می شوند در هر کس که به ظهور برسند و در شخص، ملکه شوند، او در آن صفت الهی، دارای حیات معنوی است.

حیات در اصل، به معنای حرکت و پویایی است؛ و هرکس به نسبت حرکت و تغییر و پویایی و رشد معنوی که در او حاصل می شود حیات در او قوّت دارد و دارای حیات است.