افراد سطحی نگر بر این باورند که حضرت حق هرکاری را می تواند انجام دهد زیرا "اِنّ الله علی کل شیء قدیر" است. عارف وحدت وجودی میگوید اگر شما به این آیه استناد می کنید، در این آیه، "شیء" وجود دارد و این آیه بیان میکند که قدرت و ارادۀ حضرت حق تنها بر چیزی که شیئیّت داشته باشد و ممکن باشد تعلق میگیرد و بر کاری که شیئیّت نداشته باشد و غیرممکن باشد هرگز تعلق نمیگیرد.
در نتیجه، از منظر عارفِ وحدت وجودی، قدرت و ارادۀ حضرت حق بر اینکه بر خلاف نظام جهان عمل کند تعلق نمیگیرد؛ و به عنوان مثال، بیماری و وجودِ نقص، جزیی از نظامِ این جهان است؛ و هرگز روزی فرا نمی رسد که هیچ گونه بیماری و نقص و عیب و عارضه ای در جهان نباشد.
اگر از محی الدین و هر عارف وحدت وجودی سوال شود که چرا حضرت حق نظام جهان را تغییر نمی دهد و جهانی بدون عارضه را ایجاد نمی کند؟
پاسخش این است که:
اولاَ: همه چیز از نظر عارف وحدت وجودی درون ساحت حق است و جهان نیز درون ساحت حق است، و آفرینش نیز درون ساحت حق است؛ و حضرت حق همه چیز را بر اساس مقتضیاتِ درونش می آفریند و در درون ساحت حق، نسبت های مختلف و صفاتِ گوناگون و ویژگی های گوناگون وجود دارد و این ویژگی ها در کنار هم، برای افراد،؛ منافعی را به دنبال دارد و از سوی دیگر، مضراتی را نیز دربرخورد با نسبت های دیگر و با برخی افراد، ایجاد میکند. همان طور که به عنوان مثال گاز کلر برای انسان مضر است اما برای فولاد ضرری ندارد.
ثانیا لازمۀ اینکه حضرت حق نظام جهان را تغییر دهد این است که خودش را تغییر دهد؛ و تغییر در حضرت حق، راه ندارد.
ثالثا از منظر محی الدین و عارف وحدت وجودی، حضرت حق به صفت نفسی می آفریند یعنی حضرت حق همانند انسان ها نیست و با فکر و برنامه ریزی نمیآفریند؛ و حضرت حق آنچه را که درون خودش است، آشکار می کند.
برای اطلاع از این بحث و سوالاتی از این قبیل، با جزئیات بیشتر، به کتاب سطحی نگری ، اثر اینجانب ، مراجعه بفرمایید. افرادی نیز که میخواهند به صورت بسیار تخصّصی تر، این موضوعات را دنبال کنند به کتابِ "وحدت و وجود و نتایجِ آن" اثر اینجانب مراجعه بفرمایند که با اسناد و مدارک فراوان، در این دو کتاب، به این قبیل موضوعات پرداخته ام.
https://basalam.com/soloukema