رویکرد صحیح در برابر سخنان عارفان

انسان به لحاط عقلی و منطقی، وقتی حق دارد که چیزی را به صورت قاطع، انکار کند که ابتدا آن را مورد بررسی قرار دهد؛ و پس از بررسی و پس از کشف نادرستی آن، انکارش کند. بنابراین، ابتدا باید معلوم شود که مقصود از فلان سخن عارف چیست و سپس اگر امکان بررسی صحت و سِقم آن باشد، و شخص به نتیجه برسد که آن سخن نادرست است، مجالِ انکار پیدا می‌کند؛ ولی در صورتی که امکان آزمایش و بررسی سخنِ عارف نباشد – به عنوان مثال- اگر او درمورد عالَمِ ملکوت سخن بگوید که با ابزار مادی و با حواس ظاهری و با عقل، قابل سنجش و بررسی نیست، به حکم عقل و منطق ، نباید انکار شود. از این رو فلاسفه و حکیمان گفته‌اند که هر سخن غریب و ناآشنا که بشنوی مادامی که برهان و دلیلی روشن و قطعی بر خلاف آن نیابی، آن را محتمل و ممکن بدان و آن را انکار نکن. 
بله، پیش از این، گفتیم که عارف نیز دارای محدودیّت‌هایی است و او وجودِ مطلق و علم مطلق ندارد؛ و به صورت مطلق، از خطا و اشتباه، مصون نیست. بنابراین، ممکن است عارفی در مورد برخی امور مادی، سخنی گفته باشد که با ابزار مادی و با آزمایش، معلوم شود که سخنش غلط است؛ اما اشتباه یک عارف در حیطۀ غیر تخصّصی خود، مانند علوم تجربی، موجب نمی‌شود که سخن او در حیطۀ تخصّصیِ او، غیر قابل اعتماد باشد؛ همان طور که اگر پزشک متخصّصی که در غیرِ حیطۀ تخصّصی خود، نظر دهد و اشتباه کند، اشتباهش موجب نمی‌شود که در حیطۀ تخصّصیِ او به او اعتماد نشود؛ و حتّی اگر پزشک در حیطۀ تخصّصی خودش، کمی اشتباه بکند، از نظر عرفی، در حیطۀ تخصصی خودش، قابل اعتماد است.
اینجا این پرسش مطرح می‌شود که آیا سخنِ یک عارف برای مردم دیگر، حجّت است و مردم باید به سخنان او اعتماد کنند؟
پاسخ این است که سخنان عارف بر دیگران، حجّت و دلیل معتبر محسوب نمی‌شود؛ مگر اینکه به طور خاص، بر کسی با دلیل معتبر، ثابت شود که سخن فلان عارف صحیح و قابل اعتماد است. البته، اگر حجّت و دلیل معتبری بر اعتبار یا عدم اعتبارِ سخن عارفی، یافت نشود، باید نه پذیرفته شود؛ و نه انکار شود؛ نه اینکه سخنش مورد انکار قرار گیرد.