حضرت حافظ میفرماید:
نصيب ماست بهشت اى خداشناس برو
كه مستحِقِّ كرامت گناهكاران اند
در اینجا حضرت حافظ، به این موضوع ظریف اشاره می کند که اهلِ طاعت بر اساس مبانیِ توحیدی، نیاز به رحمت الهی دارند؛ اما نیاز به عفو الهی، نسبت به طاعات خود، ندارند؛ و عفو کردن فقط مربوط به معصیت و نافرمانی و سهل انگاری است.
از نگاه عارف، از یک اعتبار، اگر گنهکاران نبودند، صفتِ عفو خداوند به ظهور نمیرسید و گنهکارانی که مورد عفو الهی قرار می گیرند سبب ظهور صفت عفو الهی در جهان هستند.
بنابراین، اگر کسی بگوید که چرا باید گناه و گنهکار در جهان، وجود داشته باشد و چرا حضرت حق مانع از گناه در جهان نمیشود؟ این سوال پاسخ های مختلفی دارد؛ اما یکی از پاسخهای آن، از منظر عرفانی، این است که اگر گناه و گنهکار مطلقا در جهان وجود نداشت، صفتِ عفو الهی در جهان، به ظهور نمیرسید.
البته، خواننده گرامی میداند که در نگاه وحدت وجودی جبری در کار نیست و هرکس بر اساس میل باطنی خود، به هر کاری اقدام میکند.
این موضوع نیز پرواضح است که آنچه گفته شد به معنای تشویق دیگران به تبهکاری نیست؛ و فقط به یکی از حکمتهایِ وجود گناه و تبهکاری در جهان، اشاره دارد.