جهان و امکان رشد؛ تمثیل تولد کودک

این اشکال از آنجا به وجود آمده است که گمان شده است شیطان یک شخص است؛ در حالی که چنین نیست، و روایاتی که این تصور را تایید می کند از متشابهات است و باید تأویل شود و یک دلیل بر این مدعا این است که واژه شیطان در قرآن و روایات به صورتِ جمع (شیاطین) نیز به کار رفته است و تعبیر شیطان به هرکس و هرچیز زیان رساننده و گمراه کننده و ناامید کننده و به هر چیزی که آثار منفی از آن یا در آن ظاهر شود اطلاق می شود.

تعبیر شیطان همان طور که در کتاب سلوک ما بیان کرده ام در معانی مختلفی به کار می رود:

1- گاهی تعبیر شیطان اشاره به برخی از اسماء الهی همچون اسم فتّان (فتنه گر و آشوبگر) و اسم ضارّ (زیان رساننده) و اسم مُضلّ (گمراه کننده) و اسم متکبّر دارد. به طور خلاصه، هر اتفاقی همچون بیماری و گرفتاری و دشمنی و جنگ و … که برای ما و از نظر ما ناخوشایند است، به یک اعتبار، به شیطان به عنوان دست چپِ حضرت حق، منتسب است. البته تعبیر "دست چپ" به صورت نمادین، به کار می رود.

عارفان از این رو شیطان را در این معنا دست چپ حضرت حق می دانند و جدا از حضرت حق نمی دانند که هیچ کسی در برابر حضرت حق قرار ندارد؛ زیرا هیچ کس قدرت مستقلی از خودش ندارد. در این معنا، تعبیر شیطان اشاره به آن ساحت از حضرت حق دارد که آنچه برای ما مضر است و خوشایند نیست منتسب به آن ساحت است.

اگر بپرسید که چرا چنین چیزهایی را حضرت حق برای جهان و افراد جهان می خواهد؟

پاسخ این پرسش به صورت خلاصه و به زبان ساده این است که نظام هستی ذاتاً به گونه ای است که غیر ممکن است بیماری و عواملِ ضرر رسان در آن وجود نداشته باشد؛ زیرا ویژگی های مختلفِ موجودات و همچنین منافع موجودات در رویارویی با یکدیگر، ضررهایی را نسبت به یکدیگر ایجاد می کنند.

2- گاهی تعبیر شیطان به اعیان و مظاهر یکی از اسماء الهیِ مذکور اشاره دارد. یعنی وقتی اراده و قدرتِ یکی از اسماء ضارّ و فتّان و مُضلّ و متکبّر در یک فرد از افراد و موجودات جهان، ظهور می کند تعبیر شیطان در مورد چنین فردی نیز به کار می رود. به کارگیری تعبیر شیطان در مورد میکروب و عامل بیماری و هر عامل ضرر رساننده و گمراه کننده نیز از همین باب است.

3- گاهی تعبیر شیطان اشاره به هر کسی دارد که دچار گمراهی و غفلت و خسارت و ناامیدی و … شده است . فرق این مورد با مورد قبلی این است که در این مورد، شخص خودش دچار گمراهی و غفلت و خسارت و ناامیدی و … است مانند فرد گمراه و غافل و جاهل و خسارت دیده و ناامید که برای خودش گمراه و غافل و جاهل و خسارت دیده و ناامید است اما در مورد دوم شخص بر دیگری ضرر می رساند یا سبب غفلت یا گمراهی یا ناامیدی دیگران می شود.