از نظر محی الدین، مردم در انسانیت اشتراک دارند و مقصود از اینکه همه فطرت واحدی دارند اشتراک در انسانیت است؛ اما معنای اشتراک در انسانیت این نیست که همگان ویژگی ها و استعدادهای واحدی دارند و حکمتِ وجودِ همگان یکسان است.
محی الدین با توجه بر این باور که هر کس مظهری یکی از اسماء الهی است و با توجه به اینکه هر اسمی از اسماء الهی ویژگی های خاص خود را دارد تاکید می کند که هرچند هیچ کس به لحاظِ جوهره خود (که یکی از اسماء الهی است) بد نیست و همگان مظهری از حضرت حق هستند، اما هرکس با استعدادها و ویژگی های خاص خودش آفریده شده است و در نتیجه هیچ کس نباید تلاش کند که شبیه دیگری شود؛ بلکه هرکس باید بکوشد که استعدادهای خود را پیدا کند و همان ها را شکوفا کند و در واقع، بهترین خودش باشد.
سالک از نظر محی الدین کسی است که با سلوک تلاش می کند دریابد که مظهر کدام یک از اسماءالهی است و چه ویژگی هایی دارد و می کوشد دریابد که حکمت بودنِ خود در جهان را دریابد و در همان مسیر بکوشد.
بنابراین، ماموریت یک نفر در زندگی این است که دانشمند باشد و ماموریت دیگری این است که الگوی مهربانی باشد و ماموریت یک نفر این است که نمونه برجسته و الگوی صبر و شکیبایی باشد و ماموریت دیگری این است که الگوی خلاقیت و نوآوری باشد و ماموریت یک نفر این است که الگوی شجاعت باشد و… . البته ، یک نفر ممکن است اسوه چند ویژگی باشد؛ اما یک ویژگی در او برجسته تر است.