شکی نیست که مفاهیم از امور اعتباری اند یعنی به عنوان مثال، خوشمزگی و بدمزگی، و خوش بو بودن و بد بو بودن امری اعتباری است و بستگی به ویژگیهای شخص و نسبت شخص با آن چیز دارد که چیزی را خوشمزه یا بد مزه، و بد بو یا خوشبو، و زشت یا زیبا ببیند. به برای تفهیم موضوعِ امور اعتباری، ابتدا مثالهای سادهتر را ذکر میکنیم.
یک غذا و یک عطرِ مشخص برای یک نفر مطبوع و برای کسی دیگر نامطبوع و ناپسند است؛ درحالی که غذا همان غذا و عطر همان عطر است. آنچه از نظر کسی خوشبختی است از نظر فردی دیگر، بدبختی است؛ و بالعکس.
محی الدین در فصوص الحکم، در این باره، بیان میکند که ما انسانها نوعاً بوی سرگین و پشکلِ حیوانات را نامطبوع میدانیم، اما سرگینغلطان (حیوانی کوچک شبیه سوسک) پشکل را دوست دارد و آن را به عنوان آذوقه، جمع میکند و سرگین با مزاجش سازگار است و بویِ گُل برایش ناخوشایند و آزاردهنده است.
محی الدین در جاهای مختلف، مثالهای مختلفی برای تبیینِ این حقیقت، بیان میکند. وی در فتوحات، در این باره، نگاشته است که ستارگان هنگامِ روز نیز در آسمان هستند؛ اما روزها با تابش نورِ قویِ خورشید، مردم ستارگان را نمیبینند؛ و به این اعتبار که آنها را نمیبینند، میگویند که ستارگان روزها در آسمان نیستند.
تا اینجا تقریبا دیگران نیز به این موضوع باور دارند یعنی می گویند که مفاهیم از امور اعتباری اند و ما بر اساس ویژگی ها و قوای ادراکی خودمان درکی از اشیاء و معانی داریم.
اما محی الدین علاوه بر این، می گوید موجودات جهان نیز از امور اعتباری اند و منظور این است که موجودات جهان اوّلا مطلق نیستند و ثانیا کاملاً منفک و جدا از دیگر موجودات نیستند و ثالثا ثابت نیستند و لحظه به لحظه در حال تغییرند. بنابراین، هیچ چیزی مطلقا ثابت و مطلقا مستقل نیست و ما نیز به عنوان بیننده، ثابت نیستیم و نسبت میان ما موجودات نیز دائما در حال تغییر است. پس با این اوصاف، هم پدیده های جهان ثابت و مطلق نیستند یعنی اعتباری اند و هم نگاه ما به پدیده های جهان ثابت و مطلق نیست و در حال تغییر است یعنی نگاه ما اعتباری است.