حضرت حافظ نصیحت را به طور کلی بد نمی داند اما بر این باور است که نصیحت کردن هم حساب و کتابی دارد، و باید در جای مناسب و با روش مناسب و از سوی شخص مناسب و تاثیرگذار انجام شود.
نصيحتى كنمت ياد گير و در عمل آر****كه اين حديث ز پير طريقتم يادست
غم جهان مخور و پند من مبر از ياد****كه اين لطيفه عشقم ز رهروى يادست
جایی دیگر حضرت حافظ در باب نصیحت، گوید:
گر اين نصيحت شاهانه بشنوى حافظ ****بشاهراه حقيقت گذر توانى كرد
نصيحتى كنمت بشنو و بهانه مگير****هرآنچه ناصح مشفق بگويدت بپذير
در اینجا به اختصار قصد دارم به برخی از وجوهی که حافظ از آن باب به انتقاد از اهل نصیحت و موعظه می پردازد اشاره کنم:
الف- متاسفانه بسیاری از نصیحت گویان و واعظان اهل عمل نیستند و خودشان بدکار و فاسد و اهل تزویر و ریا هستند.
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مىكنند****چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند
گرچه بر واعظ شهر اين سخن آسان نشود****تا ريا ورزد و سالوس مسلمان نشود
دور شو از برم اى واعظ و بيهوده مگوى****من نه آنم كه دگر گوش بتزوير كنم
ب- متاسفانه بسیاری از اهل موعظه و نصیحت خودشان معرفت درستی ندارند و اغلب نگاه سطحی به مسائل دارند و درست و غلط را تشخیص نمی دهند و یا متاسفانه نگاهشان به مسائل از دریچه ای بسیار تنگ و بسیار محدود است و به قول حضرت حافظ بوی حق به مشام آن ها نرسیده است اما دیگران را نصیحت می کنند:
واعظ ما بوى حق نشنيد بشنو كاين سخن****در حضورش نيز مىگويم نه غيبت مىكنم
حديث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ ****اگر چه صنعتِ بسيار در عبارت كرد
نصيحت گوىِ رندان را كه با حكم قضا جنگست****دلش بس تنگ مىبينم مگر ساغر نمىگيرد
حافظ ار در گوشه محراب مىنالد رواست****اى نصيحتگو خدا را آن خمِ ابرو ببين
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست ****در حقِ ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
نشانه بارز اهل وعظ و نصیحت این است که به راحتی دیگران را سرزنش می کنند:
ناموس عشق و رونق عشّاق مىبرند****عيب جوان و سرزنش پير مىكنند
گر من از سرزنش مدّعيان انديشم****شيوه مستى و رندى نرود از پيشم
ج- بسیاری از واعظان و نصیحت کنندگان شرایط و مقتضیاتِ کسی را که می خواهند نصیحت کنند در نظر نمی گیرند و بدون در نظر گرفتن مقتضیات و شرایط او، شروع به نصیحت می کنند:
گر ز مسجد بخرابات شدم خرده مگير ****مجلس وعظ درازست و زمان خواهد شد
برو به كار خود اى واعظ، اين چه فريادست****مرا فتاد دل از ره ، تو را چه افتادست
د- بسیاری از نصیحت کنندگان روش مناسبی برای نصیحت کردن ندارند و اغلب از شیوه نصیحت مستقیم استفاده می کنند و نصیحت آن ها اغلب به اینجا منجر می شود که مخاطب احساس می کند که تحقیر شده است.
کوتاه سخن آنکه، اهل وعظ اغلب نه جذابیت لازم را دارند تا دیگران را تحت تاثیر سخن خود قرار دهند، و نه از شیوه های جذاب برای تاثیر گذاردن بر روی دیگران استفاده می کنند.
حضرت حافظ با عشق و روش عاشقانه، بر دیگران تاثیر می گذارد؛ اما اهل نصیحت و موعظه از موضع بالا با مخاطب خود سخن می گویند.
حضرت حافظ در این باره می فرماید:
مرا تا عشق تعلیم سخن کرد****حدیثم نکته هر محفلی بود