در نگرشِ وحدتِ وجودیِِ محی الدین برخلافِ برخی از مکاتبِ وحدت وجودی، کثرتها به طور کلی، نفی نمیشوند (1)؛ بلکه از نظر او، در پسِِ افراد و کثرتها، وحدتی است که آن وحدتْ آنها را متّحد کرده است. (2)
در دیدگاه محی الدین، هم کثرتها ملاحظه میشوند(3)؛ و هم برتریِِ برخی صفاتِ حضرت حق بر برخی دیگر از صفاتش؛ و هم برتریِ برخی مظاهرِ ملکوتی و مظاهر مُلکی حضرت حق بر مظاهر دیگر؛ و این از دو جنبه است: یک جنبه این است که صفاتی در برخی مظاهر هست که در مظاهرِ دیگر نیست، و جنبۀ دیگر این است که درجاتِ یک صفت در یک مظهر با مظهر دیگر فرق دارد. پس به عنوان مثال، ممکن است یک مظهر در علم، برتر از دیگری باشد؛ اما احتمال دارد که در مهربانی، دیگری برتر از او باشد. (4)
(برگرفته از کتاب وحدت وجود و نتایج آن به قلم علی شالچیان ناظر)
…………………………
(1)ر.ک: فصوص الحکم، ص 53 و 125- 124 و 184- 183؛ و کتاب المعرفة، ص 78؛ و الفتوحات المکیة، ج2، ص 61 و 151؛ و ج3، ص 483؛ و ج4، ص 232.
(2) ر.ک: فصوص الحکم، ص 56 و 90 و 92 و 104 و 153 و 195 و 184-183؛ و الفتوحات المکیة، ج1، ص 96 و 109 و 714؛ و ج3، ص 287؛ و ج4، ص 294؛ و کتاب المعرفة، ص 78.
(3) ر.ک: فصوص الحکم، ص 53 و 125- 124؛ و کتاب المعرفة، ص 78؛ و الفتوحات المکیة، ج2، ص 216- 215 و 290؛ و ج3، ص 483.
(4) فصوص الحکم، ص 103 و 110 و 153.