هیچ باور و هیج نگاهی را در ذهن خود، قطعی ندانیم

یکی از درس هایی که از محی الدین می آموزیم این است که هیچ باور و هیچ نگاهی را در ذهن خود قطعی و غیر قابل تغییر به حساب نیاوریم و همواره در ذهن خود به این موضوع توجه داشته باشیم که علاوه بر اینکه سخن درست و سخن غلط وجود دارد سخن درست تر نیز وجود دارد  و سخن درست نیز دارای مراتب مختلفی است و بالاتر از هر سخن عمیقی، سخن عمیق تر است ؛ خواه ما از آن سخن عمیق تر مطلع باشیم و خواه مطلع نباشیم.

خود محی الدین نیز در آثارش، هر موضوعی را در سطوح و مراتب مختلفی، مطرح می کند تا علاوه بر اینکه پاسخ افراد مختلف را که سطوح مختلفی دارند بدهد  به ما بیاموزد که هر بحثی دارای سطوح مختلفی است و هیچ کس نباید بپندارد که سخنی که او می داند بالاتر از آن وجود ندارد.

اگر ما در ذهن خود جایی برای این موضوع بگذاریم که شاید  نگاهی عمیق تر و شاید مطلبی عمیق تر از آنچه ما می دانیم وجود داشته باشد چنانچه ها بعدها با آن نگاه عمیق تر روبرو شویم، پذیرش آن سخن عمیق تر برای ما سخت نخواهد بود  اما متاسفانه افرادی که نگاه سنتی‌ِ صِرف به مباحث مختلف معنوی و دینی دارند در برخورد با مطالب عمیق تر، قادر نیستند که حقایق عمیق تر و نگاه های ژرف تر را بپذیرند و فوری به انکار نگاه های عمیق تر می پردازند  و راه رشد را بر خود می بندند. و برخی از ایشان که ناگهان متوجه می شوند که باورهای آن‌ها خرافی بوده است تعادل روحی خودرا از دست می دهند و به جای اینکه سخن درست یا عمیق تر را بپذیرند به انکار همه چیز می پردازند و حتی ارزش های انسانی را نیز کنار می گذارند و تبدیل به افرادی لا ابالی می شوند.

اگر می بینیم که در برخی جوامع غیر دینی،  به ارزشهای با فضیلت انسانی توجه می شود علتش این است که ایشان اگر دیندار نیستند اما باور به فضایل انسانی دارند ولی متاسفانه در جامعه خودمان با بسیاری از افراد مواجه می شویم که به لحاظ شناسامه و یا در ظاهر و در زبان دینددارند ولی به ارزش های انسانی هیچ توجهی ندارند و به راحتی در کسب و کار و زندگی به دیگران ظلم می کنند.