"هرکس خودش را طلب کند حضرت حق را بیابد؛ "همچون سرابى که در زمينى هموار است كه تشنه، آن را آبى مىپندارد؛ تا چون بدان رسد، آن را چيزى نيابد؛ و حضرت حق را نزد خويش بيابد"؛ و هرکس حضرت حق را طلب کند، خودش را بیابد. هرمطلوبی حاصل است. [هرچه را] غیرِ خودت و غیرِ حق [بپنداری، آن سراب است.]"
فهمِ این سخنْ منوط بر فهم وحدت وجود است؛ و این سخن را بر اساس وحدت وجود باید معنا کرد. بر اساس مبانی وحدت وجود، همان طور که محیالدین در این سخن از العبادلة نیز اشاره کرده است، هرچه انسان آن را غیرِ خودش و جدا از خودش بپندارد، آن سراب و توهّم است.
محی الدین در بخشی از فصِِّ "یوسفی" نیز، در این باره، نگاشته است:
"پس بدان که تو خیالی، و هرچه آن را درک میکنی که دربارهاش میگویی "آن من نیست" خیال است."
مقصود محی الدین این است که بر اساس وحدت وجود، هرچیزی به لحاظ ذات و حقیقتش که حضرت حق است، عینِ دیگری است.
(ترجمه و شرح العبادلة به قلم علی شالچیان ناظر)
علاقه مندان برای تهیه دورۀ دوجلدی کتاب ترجمه و شرح العبادلة با تخفیف و ارسال رایگان، از طریق غرفۀ مجازی انتشارات سلوک ما در باسلام میتوانند اقدام کنند:
https://basalam.com/soloukema