نگاه به خویش و هستی در آینه درون

همان طور که ما بدون آینه نمی‌توانیم صورت خودمان را ببینیم، ما بدون آینۀ درون خودمان نیز نمی توانیم خودمان و جهان و حضرت حق را ببینیم و این سه از نگاه عارف، یکی است؛ زیرا همه چیز درون ساحت حق است.
بنابراین ما در آینۀ درون خود، خودمان و حضرت حق و جهان و حوادث جهان را می‌بینیم و معنا می کنیم؛ اما نکته مهم این است که آنچه ما در آینه درون خود می بینیم قصه است و فقط تصویر نیست. خصوصیتِ قصّه این است که از ارتباط دادن وقایع، معنایی را می سازد.
هرکس در زندگی خود، بر اساس حال خود و همچنین بر اساس شناختی که از جهان دارد، قصه‌ای را برای زندگی خود و وقایع آن، می‌سازد؛ زیرا انسان طاقت بی‌معنایی را ندارد و بی‌معنایی انسان را دچار بحران روحی می‌کند.
میزان حرکت‌ها و تلاش‌های هرکس و سمت و سوی تلاش‌های او به قصه و معنایی برمی‌گردد که هرکس از زندگی خود، ترسیم می کند. برخی از گذشته و آیندۀ خود، معنایی می سازند که با فریب خود، به خودشان آرامش دهند؛ و برخی که اهل عمل و اهل فضیلت اند می‌کوشند که فضیلت را در زندگی خود، تحقق ببخشند.
بنابراین، هرچند ما برای موفقیت در زندگی در عرصه های مختلف، نیازمند هستیم که قصه و معنای خوبی برای خودمان بسازیم، اما این را نباید فراموش کنیم که این معنا بخشی نباید در جهت فریب خود و دوری از عمل‌گرایی باشد.