ملاک خوشبختی چیست؟

شکی نیست که همه مردم خواهان خوشبختی اند، اما ملاک خوشبختی چیست و خوشبختی چگونه به دست می آید؟
هرچند افراد در برخی خواسته ها مشترک اند، اما خوشبختی ملاک ثابتی ندارد و هرکس تعریف خاصی از خوشبختی دارد . نکته مهم تر این است که خواسته ها و ملاک های خوشبختیِ افراد مدام در حال تغییر است. به عنوان مثال، کسی که خانه ندارد یکی از آرزوهایش خانه دار شدن است و آن را سبب خوشبختی خود می داند؛ اما مدتی که از خانه دار شدنش می گذرد احساس می کند لازم است خانه ای بزرگ تر و در منطقه ای بهتر داشته باشد، یا کسی که ماشین ندارد در پی ماشین دار شدن است و کمی بعد از ماشین دار شدن به فکر ماشینی بهتر می گردد و ماشینی را که دارد دیگر نمی پسندد و از آن راضی نیست. همچنین است خواسته های دیگر نظیر امکانات رفاهی و ازدواج و فرزند دار شدن و …
خانه ای که فرد ثروتمند نمی پسندد و احساس می کند که باید بهتر از آن را داشته باشد برای کسی که آن را ندارد یک آرزوست و آن را مایه خوشبختی خود می داند. حال اگر کسی گرفتاری برای او پیش آید یا بیماری صعب العلاجی پیدا کند آرزو می کند که ای کاش هیچ چیز نداشت، اما سالم بود یا فلان گرفتاری را نداشت.
نکته عجیب تر اینکه ممکن است کسی چیزی را خوشبختی بداند اما دیگری از همان چیز ناراحت باشد و آرزو کند که ای کاش آن چیز را نداشت. به عنوان مثال، ممکن است که کسی آرزو کند که بچه ای داشته باشد اما شخصی دیگر به سبب آزارها و رفتارهای فرزندش، با خود بگوید که ای کاش فرزند نداشتم. ممکن است که کسی زندگی در اروپا و آمریکا آرزویش باشد اما کسی دیگر که آنجا زندگی می کند به سبب برخی مسائل، آرزو کند که ای کاش در ایران زندگی کند و بالعکس.
بنابراین، اکثریت قریب به اتفاق چیزهایی که ما آن ها را سبب خوشبختی خود می دانیم از نگاه ما، سبب خوشبختی است؛ و در اصل،خوشبختی ملاکِ مشخص و ثابتی ندارد. بنابراین، خوشبختی از امور اعتباری است و با توجه به افراد مختلف و نگاه ایشان(1)، و با توجه به نسبتِ افراد با اشیاء و امور مختلف (2)، معنا پیدا می کند.
در نتیجه، باید گفت که :
الف- مهم ترین ملاک خوشبختی در زندگی دنیا، احساس خوشبختی است. هرکس احساس خوشبختی دارد خوشبخت است، هرچند بهره زیادی از امکانات دنیا نداشته باشد؛ و کسی که احساس خوشبختی ندارد و از زندگی خود راضی نیست خوشبخت نیست، هرچند امکانات رفاهی زیادی داشته باشد.
غرض من از این سخنان این نیست که ما برای زندگیِ راحت تر تلاش نکنیم، بلکه غرضم این است که در حالی که برای زندگی بهتر تلاش می کنیم اگر به امکانات بیشتر و بهتر دست نیافته ایم، تلاش کنیم نگاه مثبتی به زندگی خود داشته باشیم تا احساس خوشبختی و رضایت از زندگی پیداکنیم، وگرنه هیچ وقت از زندگی خود راضی نخواهیم بود و احساس خوشبختی نخواهیم داشت.
احساس خوشبختی در گرو این است که ما قدر چیزهایی را که داریم بدانیم، و مدام به نداشته های خود و کاستی های زندگی خود فکر نکنیم.
ب- در پاره ای از امور ، یکی از پارامترهای به وجود آورنده خوشبختی دستیابی به اموری است که برای ما – در آن هنگام – مناسب است. قیدِ "در آن هنگام" را از این رو ذکر کردم که ممکن است اکنون چیزی مناسب ما باشد یا مناسب ما نباشد اما در زمانی دیگر تغییر کند. به عنوان مثال دارویی یا غذایی ممکن است اکنون برای ما مفید باشد اما در زمانی دیگر مضر باشد و بالعکس.
—————————
(1) مراد همان اموری است که برخی مثال های آن بیان شد.
(2) به عنوان مثال، ممکن است دارویی برای کسی مفید باشد، اما همان دارو برای دیگری مضر باشد؛ و این همان چیزی است که می گوییم امر جهان اعتباری است. بزرگمردی که اعتباری بودنِ امور جهان را به لحاظ معنا و مصداق، توسعه داد و همه چیز را اعتباری دانست امام العارفین و فخر المحققین محی الدین است.

@alishalchiannazer