معنای جن در نگاه محی‌الدین

جنّ در لغت، به معنای چیزی است که مستور و پنهان است و جنین نیز از همین ریشه است؛ و جنین را جنین می‌گویند چون در رحم است و پنهان است. (معجم مقاییس اللغة، ج1، ص 421؛ و لسان العرب، ج13، ص 92؛ و النهایة فی غریب الحدیث، ج1، ص 3-7) محی الدین بیان می‌کند که هر چیزی که آشکار باشد، اِنس است و هرچیزی که پنهان باشد جن است. (الفتوحات المکیة، ج1، ص 120؛ و ج4، ص 101) زیرا در لغت نیز، اِنس در یک اعتبار، چیزی است که با چشم، قابل رؤیتِ حسی باشد؛ و در لغت عرب، "آنَستُ الشیءَ" به معنای "شیء را دیدم" است و اِنس با "آنَسَ" و "آنَسْتُ" از یک ریشه است. (الفتوحات المکیة، ج3، ص 301) محی الدین بیان می‌کند که در اعتباری دیگر، آنچه از انسان، دیده شود اِنس گفته می‌شود و آنچه از انسان، دیده نشود، جن است. (الفتوحات المکیة، ج3، ص 301 و 372) بر همین اساس، هر چیزی که ناشناخته باشد، جن محسوب می‌شود و پیشینیان هر چیزی را که نمی‌شناختند جن می‌نامیدند. در اعتباری دیگر، هرکس که به لحاظ مرتبۀ روحی، پایین‌تر از روح نوری باشد یعنی مرتبۀ روح نوری را نداشته باشد و تنزّلی از روح نوری باشد و به تعبیر نمادین، روح ناری (آتشین) داشته باشد او جن محسوب می شود. (رک: الفتوحات المکیة، ج2، ص 195 و 466 و 650) در اعتباری دیگر، آن کس که صاحب معرفتِ شهودی نیست او جن است؛ زیرا حقایق را نمی‌بیند.