علت و علّةالعلل در نگاه محی‌الدین

تعبیر علّت در اصطلاح خاصّش در فلسفه، به معنای چیزی است که از وجودِ آن، وجود و تحقّقِ‌ِ چیزی دیگر لازم می‌آید و ضروری می‌شود ؛ و از نبودنش، عدمِ وجود و عدمِ تحقّقِ چیزی دیگر لازم می‌آید و ضروری می‌شود.
از آنجا که در نگرش وحدت وجودیِ محی الدین، اعیان ثابتۀ موجودات در واقع، عینِ حضرت حق اند و ازلی اند؛ و از آنجا که خلق شدن از نظر او، به معنای پدیدار شدن و ظهورِ چیزی در عالَم مادّه است که حقیقت و جوهره‌اش در ساحت ملکوت، ثبوت داشته است پس از نظر او، عین ثابتۀ هر چیز علّتِ وجودِ هرچیز است و کار حضرت حق در مورد پدیدآمدنِ اشیاء در عالَمِ ماده، امر به تکوین و پیدایشِ شیء و همچنین سبب سازی برای موجود شدن‌ِ اشیاء است.
از این رو، محی الدین بر خلاف بسیاری از فلاسفه، تعبیر "علّةُ العِلَل" را تعبیری مناسب برای حضرت حق نمی‌داند. تعبیر "علّة العلل" به این موضوع اشاره دارد که حضرت حق بیرون و جدا از اشیاء است و رابطۀ طولی با اشیاء دارد؛ اما محی الدین بر اساس دیدگاه وحدت وجود، بر این باور است که همه چیز از حق و در درون ساحتِ حق است و همه چیز مظهرِ حق است؛ و اعیان ثابته و مظاهرِ مادّیِ این اعیان ثابته نیز در درون ساحتِ حق اند و همگی عین و مظهرِ حضرت حق اند؛ و در ضمنِ بحث تفصیلی از اعیان ثابته، بیان خواهد شد که اعیان ثابته امور جعلی نیستند و قدیم زمانی و فرا زمانی اند.
تعبیر "علّة العلل" همچنین این گمان و توهّم را در ذهن ایجاد می‌کند که ممکن بود که این اشیاء و موجودات خلق نشوند؛ در حالی که از منظر محی‌الدین، اعیان ثابتۀ موجودات به صورتِ ضروری و قطعی، ایجاب می‌کنند که اعیانی مادی در عالَمِ ماده داشته باشند و هیچ چیزی بر اعیان ثابته‌ تاثیرگذار نیست و تغییری در آن‌ها ایجاد نمی‌کند.

(بخشی از کتاب وحدت وجود و نتایج آن از نگاه محی الدین ابن عربی)
…………………………………………………………….
(1) فصوص الحکم، ص 116- 115.
(2) ر.ک: فصوص الحکم، ص 83 و 96 و 98 و 116- 115؛ و الفتوحات المکیة، ج1، ص 56؛ و ج2، ص 227 و 485؛ و ج3، ص 73- 72. لازم به ذکر است که یکی از نام‌های حضرت حق "مُسبّب الاسباب" است.
(3) الفتوحات المکیة، ج1، ص 90؛ و ج2، ص 122؛ و ج3، ص 294.
(4) ر.ک: فصوص الحکم، ص60 و 96 و 98 و 131؛ و کتاب المعرفة، ص 102؛ و الفتوحات المکیة ، ج2 ، ص 57 و 69؛ و ج3، ص 403؛ و ج4، ص 211.