در موضوعِ معارف و باورها، حقیقت مهم تر است یا مصلحت؟

در مواردی که حقیقت بر خلافِ چیزی باشد که مردم می پندارند وظیفه نویسنده کدام است؟ رعایت مصلحت یا رعایت حقیقت؟

اگر به فرض، با اسناد و مدارکِ قطعی، برای پژوهشگر ثابت شود که فلان موضوع که به اعتقاداتِ ربط پیدا می‌کند و توده مردم به آن باور دارند به لحاظ اسناد و مدارک و ادله، کاملا نادرست و مردود است و معتقدان به این باور در طول تاریخ، به سبب تعصب و پیشداوری و پیرویِ کورکورانه باور داشته اند، وظیفه پژوهشگر چیست؟ آیا باید با خود بگوید که مردم بهتر است که در جهل باقی بمانند، زیرا اگر ایشان بفهمند که فلان موضوع، دورغ یا نادرست است به همه چیز بی اعتقاد می شوند؛ یا اینکه روش درست این است که با کارهای فرهنگی و ارتقایِ سطح آگاهی و با پرورش و تربیت افراد، به تدریج و کم کم نگرش‌های نادرست و خرافی به ایشان بازگو شود که اگر به تدریج، این کار صورت گیرد، افراد دچار بحران روحی نمی شوند؛ و از سوی دیگر، در مسیر حقیقت و درستی و آگاهی قدم برمی دارند.

متاسفانه در طول تاریخ جمعی از عالِمان علوم دینی یا از دانش کافی برخوردار نبوده اند و درست و غلط را تشخیص نمی داده اند و یا درست و غلط را تشخیص می داده اند اما با این توجیه که اگر مردم بفهمند فلان موضوعات صحت ندارد به طور کلی از عقاید و باورهای خود دست برمی دارند، مصمّم شده اند که به کتمان حقایق بپردازند و البته این اختصاص به عالِمان مسلمان ندارد؛ و در آیات قرآن، عالِمان یهودی نیز به سبب کتمان اسرار، مذمت شده اند.

این را نیز باید افزود که این عالِمانِ خیانتکار از سویی به منافع‌ِ شخصی خود می اندیشیدند زیرا اگر مردم بی اعتقاد یا سست اعتقاد می شدند، پیرامون این عالِمان را خالی می کردند و از این رو، مایل نبودند که پرده از روی خرافاتی بردارند که به عنوان عقیده، مردم به آن‌ها باور دارند.

این مطلب را از این رو نوشتم که، در نوشتار پیشین، درباره اهمیت کتمان اسرار در نزد عارفان، مطلبی نوشته بودم و اینجا خواستم فرق این دو نوع کتمان را بیان کنم.

عارفان و سالکانِ راستین حقایقی را کتمان می کنند که از حقایقِ تخصصیِ مربوط به نظام هستی است و مربوط به باورهای مردم  نیست و در حد فهمِ مردم هم نیست اما کسانی که به منزله دانشمندانِ خیانتکار یهودی اند، حقایقی را پنهان می کنند که مربوط به توده مردم است و از خرافات و اکاذیب است و عالِمان می توانند به تدریج و با زمینه سازی، این حقایق را به مردم بفهمانند تا ایشان از عقاید خرافی خود دست بردارند.