خیال بسیار قدرتمند و شگفت انگیز است به گونه ای که به روشنی درمی یابیم که هرکس هر راهی را که رفته است و به هرکجا رسیده است با خیال خویش رفته است و با خیال خویش به آنجا رسیده است. از این روست که محی الدین در کتاب فصوص الحکم، خیال را "سلطان اعظم" می داند. تمام خلاقیت هایی که در جهان رخ می دهد با بهره گیری از خیال میسّر شده است.
اگر از بحث تاثیر خیال در پیشرفت های علمی بگذریم و وارد مباحث معنوی و سلوکی شویم، می بینیم که هرکس خیال قوی تری دارد لازم نیست که همه چیز را در این جهان با حواس ظاهری خویش، تجربه کند؛ بلکه می تواند بسیاری از چیزها را با خیال خود و در خیال خویش تجربه کند.
افرادی که خیال ضعیفی دارند متاسفانه در خیال خود، عواقب بسیاری از کارهای خود را نمی بینند و در نتیجه در بسیاری از امور خطرناک و مشکل آفرین، چنان پیش می روند که دچار خسارت و لطمه های جسمی و روحی برای خود و دیگران می شوند یعنی تا زمانی که سر آن ها به سنگ نخورد نمی توانند در خیالِ خود تصوری از عاقبتِ رفتار خود داشته باشند.