برخی دوستان خواسته بودند که قدری درباره استعداد هرکس و قدیم یا ازلی بودنِ استعدادهایِ افراد که پیش از این به آن اشاره کرده بودم، توضیحاتی را بنویسم. در این نوشتار، کمی به این موضوع می پردازم:
الف- هرکس دارای استعدادهایی است و در هرکس برخی استعدادها قوی تر و برخی استعدادها ضعیف تر است.
ب- ما با استعدادهای خود متولد می شویم و استعدادهای ما کسبی نیستند یعنی یا ما این استعدادها را کسب نکرده ایم بلکه در ما بوده است و تنها ما در مسیر شناسایی استعدادها و شکوفا کردن آنها تلاش می کنیم. مهم ترین کار برای هر سالک و هر فرد این است که تلاش کند دریابد که کدام استعدادها در او قویتر است تا عمر خود را صرف شکوفا کردن آنها کند و از صرفِ عمر خود در اموری که استعداد کمتری دارد اجتناب کند.
ج- ما در امور معنوی نیز ما همانند امور عادیِ زندگی، باید بکوشیم که استعدادهای خود را کشف کنیم و بکوشیم که استعدادها و صفات خود را در جای مناسب آن و به اندازه به کار ببریم،تا در امور معنوی نیز انسانی وارسته باشیم ؛ زیرا از نظر محی الدین هر صفت و استعدادی که در انسان است اگر در جای مناسب و به اندازه مناسب استفاده شود، به کمال انسانی کمک کرده است؛ زیرا هیچ صفتی بیهوده نیست. به عنوان مثال، حسادت در انسان که در برخی بیشتر و در برخی کمتر است چون جزء سرشت انسان است قابل پاک کردن و حذف کردن نیست؛ بلکه شخص حسود باید تلاش کند که در مسیر مثبت از این صفتش استفاده کند. به عنوان نمونه، عرض می کنم کسی که این صفت در اوست اگر در مسیر شاگرد اول شدن از آن استفاده کند به کمال خودش کمک کرده است و به دیگران ضرر و آسیب جسمی و روحی وارد نکرده است؛ پس این صفت را در جای مناسبش به کار برده است.
د- از دیدگاه محی الدین که یک عارف وحدت وجودی است، همه هستی در درون حضرت حق است و استعدادهای افراد نیز جزیی از حضرت حق است که در هر فرد ظهور کرده است . بنابراین چون خداوند حقایق وجودی درونِ ساحت خودش را به خودش نداده است و به صورتِ ازلی در او بوده است، پس استعدادهایِ افراد را نیز به ایشان نداده است و هرکس هر استعدادی را که دارد به صورتِ ازلی، دارد چون استعدادهایِ هرکس جزیی از حضرت حق هستند.