تقوای عملی و تقوای علمی

آنچه میان اهل علم شایع است این است که اگر کسی از اهل تقوا به معنای مصطلح آن باشد خداوند او را به آنچه صحیح است رهنمون می کند و گاه برای اثبات این قضیه به بخشی از آیه 282 از سوره بقره استدلال می کنند که “اتقوا الله و یعلمکم الله” (تقوا پیشه کنید که سبب می شود که خدا به شما علم بیاموزد.)
آیا واقعا ماجرا همان گونه است که مشهور به آن باور دارند؟ بهترین دلیل بر اینکه معنای این آیه آن چیزی نیست که مشهور به آن قائل اند این است که ما در عمل می بینیم که بسیاری از عالمان واقعا اهل تقوا و پرهیزگاری بوده اند اما در بسیاری از مسائل علمی اشتباه کرده اند. حتی بسیاری از عالمان باتقوا را که در تقوای ایشان – به معنای مصطلح آن- شکی نیست دیده ایم که در مباحث فقهی و کلامی نظرات مختلف و گاهی متضاد یا متناقض داده اند و قطعا از منظر عالمان شیعه در مسئله ای واحد، یک حکم مُصاب و صحیح است و بقیه خطا کرده اند. پس تا اینجا معلوم شد که رعایت تقوا به معنای مصطلح آن، نمی تواند موجب اصابت به واقع و موجب مصون ماندن از خطا و رفتن به بیراهه باشد.
اکنون ببینیم که معنای “اتقوا الله و یعلمکم الله” چیست؟ اگر از ایرادهایی که بر اساس مبانی ادبی به این استنباط از آیه شده است صرف نظر کنیم و با اغماض از کنار آن بگذریم (ایراد ادبی این است که “یعلمکم الله “جواب یا جزاء فعل امرِ “اتقوا”نیست چون مجزوم نیست و در نتیجه آیه نمی خواهد اعطای علم الهی را منوط به رعایت تقوا کند بلکه می خواهد بگوید که : خدا که به شما علم می دهد، شما نیز تقوای الهی پیشه کنید) در تحلیل منطقی این آیه باید بگوییم که تقوا حوزه های مختلفی دارد (همان طور که حیا و صبر و … حوزه های مختلفی دارد) در تقسیم بندی کلی، ما تقوای علمی داریم و تقوای عملی. کسی که اصول علمی را در تحقیقاتش رعایت می کند (به عنوان مثال از پیش داوری و تعصب پرهیز می کند و از سفسطه و مغالطه دوری می کند و به قدر کافی تفحص می کندو …) چنین فردی نتیجه تقوای علمی خود را می بیند و به علم دست پیدا می کند ؛ اما اگر آگاهانه یا از روی غفلت برخی از لوازم تقوای علمی را رعایت نکند به نتیجه درست در تحقیق نمی رسد هرچند از نظر تقوای عملی – به معنای مصطلح آن- کم نظیر باشد.
پس تقوای علمی را باید از تقوای عملی تمییز داد و خلط نکرد. همان طور که ممکن است دانش آموزی در فیزیک فوق العاده باشد، اما در شیمی ضعیف یا متوسط باشد.
تقوای عملی نیز حوزه های مختلفی دارد. به عنوان مثال ممکن است کسی اهل گناه به معنای مصطلح آن نباشد، اما در رسیدگی به احوال همسایگان و اطرافیان خود کوتاهی کرده باشد یا مثلا در قلب خود گرفتار حب جاه و مقام و امثال این ها باشد اما نمود خارجی و آشکاری نداشته باشد و از نظر خودش و دیگران باتقوا محسوب شود. می خواهم عرض کنم که تقوای عملی نیز خودش برخلاف نظر رایج در میان اهل علم، حوزه های مختلفی دارد. واقعیت این است که ممکن است کسی به عنوان مثال، در مسائل مالی بسیار باتقوا و درست کار باشد اما در امری دیگر متوسط یا ضعیف باشد، یا بالعکس.
حاصل سخنم این است که اگر ما تقوای علمی را از تقوای عملی تفکیک کنیم و در ضمن بدانیم که تقوای عملی هم حوزه های مختلفی دارد امور مختلف را با هم خلط نمی کنیم و مثلا از تقوای عملی فلان شخص نتیجه نمی گیریم که تقوای علمی هم دارد یا بالعکس. یکی از مغلطه ها این است که در مباحث علمی بگوییم فلان عالم بزرگ و باتقوا چنین نظری داشته است و در نتیجه سخن علمی او صحیح است ؛ در حالی که نه تنها تقوای علمی و عملی جدا از هم است، بلکه هر موضوع علمی هم حساب خود را دارد و نباید مسائل مختلف را تعمیم دهیم و امور نامربوط را به هم ربط دهیم.