تحمیل باورها و اعمال به دیگران

محی الدین و عارفان والامقام از یک سو بر این نگرش هستند که اعمال و باورهایی که با اجبار باشد هیچ گونه ارزشی ندارد و فقط اعمال و باورهایی ارزشمند است که با میل و باور درونی است؛ و از سوی دیگر، بر این نگرش هستند که ایمان و باور یک موضوع  قلبی است و هیچ باوری را چه درست و چه غلط ، به زور نمی توان در قلب کسی جای داد و او را به آن معتقد کرد.
 از این رو، از منظر عرفانی، هرکس تا جایی که به دیگران آزار و اذیت نرساند و به حقوق دیگران تجاوز نکند، می تواند هر طور می‌خواهد برای خودش رفتار کند و هر باوری برای خودش داشته باشد. اصولا از منظر عرفانی و از دیدگاه محی الدین، انسان‌ها سرشت های مختلف و استعدادهای مختلفی دارند و هیچ روزی فرا نخواهد رسید که همه افراد به نگرشی واحد و عملکردی واحد برسند ؛ زیرا افراد با وجود اینکه سرشت ها و استعدادهای مختلفی دارند هرگز نمی توانند  به نگرشی واحد و عملکردی واحد برسند و نظام جهان بر پایه گوناگونی و تفاوت است.
محی الدین در این باره برای کسانی که از او دلیل قرآنی مطالبه می کنند به آیه 119 از سورۀ "هود" استناد می کند: "و لایزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذلک خلفهم"  یعنی:  مردم پیوسته با هم فرق و اختلاف  دارند مگر گسی که پروردگارت به او رحمت آورد؛ و او ایشان را برای همین آفریده است. محی الدین می گوید مطابق این آیه همواره مردم اختلاف نظر و اختلاف در سرشت ها و استعدادها و عملکردها و باورها دارند و اراده الهی بر این است که افراد گوناگون باشند؛ و همین که افراد با وجود اختلاف نظرها، حقوق یکدیگررا رعایت کنند نشانه این است که مورد رحمت ویژۀ حق قرار دارند. (ر.ک: الفتوحات المکیة، ج2، ص 290 و 335 و 454 ؛ و ج3، ص 82 و 162 و ج3، ص 465)