ابتدا خوب است عرض کنم که: همان طور که علامه طباطبایی نیز در المیزان تصریح کرده است، نه تنها آیات متشابه، بلکه محکمات نیز تأویل دارند. (المیزان، ج3، ص 41)
همچنین لازم به یادآوری است که آیات متشابه (متشابهات) به هر آیه ای گفته می شود که معنای ظاهریِ آن مورد نظر نیست و اگر کسی آن آیه را حمل بر ظاهرش کند، دچار اشتباه شده است. به عنوان نمونه، "الرحمن علی العرش استوی" در ظاهر، به معنای "خداوندِ رحمان بر تخت نشست" است اما این معنا نادرست است و آیه را نباید به معنای ظاهری آن گرفت زیرا این معنا مستلزم این است که خداوند شبیه یک انسان است و محدود است و مانند یک پادشاه بر تخت سلطنت می نشیند. بنابراین، نشستن بر تخت را باید تأویل کرد و به معنای "سلطه بر جهان" دانست. آیات محکم (محکمات) آیاتی اند که علاوه بر معانیِ باطنی، ظاهرشان نیز در جای خود، صحیح است.
سوال این عزیز این است که آیاتی که در قرآن درباره نماز آمده است و معنای ظاهری آنها در جای خود، صحیح است چه معناهای باطنی و تأویل هایی می تواند داشته باشد؟
در اینجا به برخی از تأویل های نماز و حقیقتِ آن اشاره می کنم:
*صلاة (نماز) در لغت در یک معنا به معنای دعا است و از این رو یکی از تأویل های نماز یاد حضرت حق و دعا و مناجات با اوست که بنده جلوه ای از اوست. در واقع، تأویل نماز در یک معنا، نیایش با مبدأ است.
*مصلّی در لغت علاوه بر اینکه به معنای نمازگزار و دعاکننده است به معنای اسبی که در مسابقه در پیِ اسب نخست حرکت می کند و از این رو حقیقت نماز در یک وجه، توجه به این حقیقت است که هرکس و هرچیز که در عالَمِ ماده است تابع و تسلیم ملکوت و حضرت حق است و هیچ کس وجود مستقل و جدا از حضرت حق و قدرتی مستقل از حضرت حق ندارد.
* تاویل و حقیقتِ دیگر نماز، حال حضور قلب و حالِ شهود حق است.
*تاویل دیگر نماز ، اقدام به عملی است که او را از کجی و کج رفتاری و کج اندیشی به راستی، و راست کرداری، و نگرش درست سوق دهد. در زبان عربی ، ریشه صلاة و یصلی در این معنا نیز به کار رفته است که کسی با حرارتِ آتش، کجیِ عصا را برطرف کند و آن را راست و درست کند.